X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

آدم برفیم دل داره!!!

سکوت معنای حقیقی نگفتنهاست..

لحظه ها رو می شمرم..

امروز صبح رفت سفر.. 

صبح که چه عرض کنم دم دمای صبح.. 

ساعت ۳:۴۵ دقیقه دستاشو از سر کوچه برام تکون داد و تو انتهای خیابون گم شد.. 

 قلبم با رفتنش از سینه کنده شد و همه وجودم و غم پر کرد..  

باد سردی می وزید و غم تا مغز استخونم رسوخ کرده بود..  

نمی دونم چه جوری احساسم ر و بیان کنم فقط می تونم بگم که انگار زمان تو همون لحظه یخ زد!..

با اینکه می دونم برمیگرده یعنی امیدوارم که برگرده اما نمی تونم جلوی سوزش قلبم رو بگیرم..

آخه اون یار تنهاییهامه همدم خوشیها و ناخوشیهامه ..  

فقط خدا می دونه که چقدر دوسش دارم.. 

فقط خدا می دونه که چقدر دوستت دارم.. 

بی صبرانه منتظر اومدنتم.. 

لحظه ها رو می شمرم.. 

 

برای عزیز مسافرم دعا کنین که شاد و سلامت پیشم برگرده و یه بار دیگه دستای مهربون و گرمش پناه خستگیام بشه..

+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1388ساعت 06:48 ب.ظ  توسط گل مینا  |  7 نظر